الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
370
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
نكتهها : 1 - شناخت صفات خدا از آنجا كه علم و دانش ما بلكه تمام هستى ما محدود است هرگز نمىتوانيم به كنه و حقيقت ذات خداوند كه نامحدود است ، برسيم چرا كه آگاهى از كنه چيزى به معنى احاطه بر او است ، چگونه موجود محدود مىتواند احاطه بر ذات نامحدودى پيدا كند ، همچنين شناخت كنه « صفات » خدا كه عين ذات او است نيز براى موجود محدودى همچون ما امكان پذير نيست . بنا بر اين آنچه ما از ذات و صفات خدا مىدانيم يك علم اجمالى است ، و بيشتر بر محور آثارش دور مىزند . از سوى ديگر چون الفاظ ما براى رفع نيازمنديهاى زندگى روزمره ما وضع شده ، هرگز نمىتواند بيانگر ذات و صفات نامحدود حق باشد ، لذا الفاظ علم و قدرت و حيات و ولايت و مالكيت و ساير الفاظى كه بيانگر صفات ثبوتيه و سلبيه او است رنگ ديگرى به خود مىگيرد ، و اينجاست كه گاه به تعبيراتى برخورد مىكنيم كه در يك نظر سطحى متناقض و متضاد است ، اما با دقت روشن مىشود كه همه بيانگر يك واقعيت است . مثلا مىگوئيم خداوند هم « اول » است و هم « آخر » هم « ظاهر » است و هم « باطن » با همه چيز است اما همراه آنها نيست ، و جدا از همه چيز است اما بيگانه از آنها نيست . البته اگر با معيار مفاهيم اين الفاظ در موجودات محدود و ممكن سخن بگوئيم چيزى كه اول است نمىتواند آخر باشد ، و چيزى كه ظاهر است نمىتواند باطن باشد ، ولى هنگامى كه اين الفاظ را در افق ذات بىنهايت او مىانديشيم مىبينيم همه با هم جمع است ، چرا كه موجود نامتناهى در عين اول بودن آخر و در عين ظاهر بودن باطن است .